تبليغاتX
کاروان سرای خویش خراش ما !! - حسرت...
 

ای وای تولد یکی دیگر شد ...

ار جمع جهانیان یکی کمتر شد

این است تمام بازی این کیهان

این امد و ان رفت و جهان پر تر شد .

گردی بنشست روی چهره هامان...

دردی واسه پر پر شدن روزهامان

افسوس همش به سرعت باد گذشت ...

ایی وای از این داغ کبوتر هامان .

میماندیم ما در رحم مادر ها!

چشمی نشود باز به سوی در ها

این بود تمام پاسخ این هستی...

خاموش شو از پرسش و پرسیدن ها

امروز به دنبال صفا خواهی رفت ...

فردا به دوای درد ها خواهی رفت

خوش گفت خیام عزیز و دانا...

...

خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت.

                                                ۸۶/۱/۹ اتاق کوچکم ۳:۲۵ بامداد

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 6:4 توسط هر کی !! |